نام پروژه: مهتابی موقعیت: کاشان|خیابان امیرکبیر کاربری: مسکونی کارفرما: آقای خادم پور طراح: سید حامد حسینی همکار طراحی: شادی شادمان روز تیم طراحی دیاگرام: ملیکا عسگری سرشگ فاطمه سادات عبیری مدل و رندر: شادی شادمان روز مساحت پروژه:۳۰۰ مترمربع

مهتابی

مهتابی

امروزه ما با مسائلی در معماری ایران مواجه شده ایم که طراحان معاصر را به چالش کشانده است؛ دوراهی میان سنت و مدرنیته.

طراحی در شهرهای تاریخی ایران از آن جهت برای معماران حائز اهمیت است که آن ها می بایست علاوه بر توجه به بافت سنتی و بومی شهر، نیازهای جدید و متفاوت نسل امروزی را تأمین کنند.

اصول معماری سنتی ایران را می توان در سه زمینه فرم، الگو و مفهوم دنبال کرد و حال می توان اینگونه به موضوع پرداخت که با تغییر و دگرگونی الگوهای زندگی و نیازهای جدید، چگونه می توان به معماری سنتی توجه کرد؟

آیا صرف توجه به فرم و الگوهای بومی، آن بنا را در زمره ی معماری سنتی قرار می دهد؟ و یا آنکه بنا را به یک مجسمه و یا آثار باستانی تبدیل خواهد کرد؟ و در آخر چگونه می تواند تأمین کننده ی نیاز انسان امروزی باشد؟

در این پروژه سعی شده است که در شهر تاریخی کاشان، خانه ای طراحی شود که بتواند در عین احترام و توجه به معماری سنتی، پاسخگوی نیازهای مدرن خانواده باشد.

سایت پروژه که یک مجموعه مسکونی است در شهر تاریخی کاشان قرار گرفته است. مساحت این زمین 145 متر مربع است که از جبهه ی شمالی و غربی امکان بازشو و ورودی دارد. این خانه در 2 طبقه (همکف و اول) و 1 طبقه زیرزمین برای یک خانوار توسعه یافته است.

لازمه ی احترام و توجه طراح به معماری سنتی، شناخت آن است. از جمله فضاهای مهم معماری خانه سنتی کاشان می توان به بادگیر، سرداب، ایوان، حیاط مرکزی، هشتی، تابستان نشین و... اشاره کرد.

اما آیا تنها توجه فرمی به این فضاها، نشانگر احترام و توجه به معماری سنتی است؟ و یا پاسخگوی سلایق و نیازهای امروزی؟

به گفته هادی میرمیران" فرم می تواند به زمان و مکان مقید باشد اما مفهوم، فراتر از مکان و زمان است". زمانیکه صحبت از مفاهیم معماری، نه صرفا فرم، می شود می توانیم سنت را از گذشته به حال بیاوریم و دائما در حال معاصر شدن آن باشیم.

معمار این پروژه سعی بر این داشته است که با تجزیه و تحلیل شیوه ی زندگی و مفاهیم ساختمان های سنتی و همچنین کشف نیازهای اصلی انسان امروزی به طراحی خانه ای نو بپردازد و از طرفی دیگر با گذشت زمان و تغییر نیازها و علایق مردم، همچنان مسئله ی اقلیم در شهری مانند کاشان مشهود است که نمی توان آن را نادیده گرفت و از جمله مواردی ست که از گذشته تا به اکنون چالشی برای طراحان بوده است.

خانه سکونت گاهی شخصی ست که می تواند فراتر از فرم عمل کند و تأمین کننده ی نیاز روحی و روانی انسان باشد. مفهوم درون گرایی و معماری حجاب دار و همچنین دلایل اقلیمی در خانه های سنتی کاشان، بیرونی ساده   (با کمترین بازشو) و درونی زیبا را رقم زده است. طراحی نمای اصلی این خانه به گونه ایست که با کمترین میزان بازشو، از ورود بادهای گرم (همراه گرد و خاک) از سمت کویر و بادهای سرد و سوزان در فصل زمستان جلوگیری می کند و فضای داخل خانه را از تابش مستقیم آفتاب مصون می دارد و تبادل حرارتی را به حداقل می رساند. همچنین در عین توجه به سلایق صاحبان آن، مفهوم آرامش و خوانایی خانه را به همراه دارد و از طرفی دیگر نیز، فرم متنوع بازشوها در عین تناسب با فضای موجود در دل خود، می تواند پویایی و شادابی نما را با حفظ تعادل رقم زند.

امروزه، بیش از پیش محیط شهری، بی معنا و غیر قابل ادراک برای عقل انسان شده است؛ مادامی که هیچ خاطره و هویتی درون او شکل نگیرد، این بی معنایی و انزوا ادامه پیدا خواهد کرد. گذر عمر و خاطره می تواند، هویت انسان را شکل دهد. به قول سهراب سپهری:"معماری شهر من آدم را قبول داشت، خانه همراه آدم شکسته و فرتوت می شد و دیوار کوچه همراه آدم راه می رفت".

خانه مادامی که همراه انسان پیر شود می تواند برای صاحبانش هویت پیدا کند؛ در این خانه، بخشی از نما که با سیمگل و چوب (مصالح طبیعی) پوشانده شده است، در استمراری از زمان، به همراه صاحبان خود و نیز با گذر از دوره ای به دوره ی دیگر، هستی می یابد و تغییر چهره ی آن نشانی از هویت، سن و تاریخ بناست که به ارزش آن افزوده می شود و همچنین ترکیب این مصالح با سنگ سفید، نوعی تعادل بصری را به همراه دارد که می تواند متناسب با سلایق خانواده باشد.  

ساختمان باید دارای آزادی صحبت و روایت کردن باشد و تنها معماری حکایت کننده می تواند در هوشیاری انسان ثبت و نگهداری شود. حکایت درختان سرو از گذشته تا به اکنون در شهر تاریخی کاشان نمادی از اقلیم گرم و خشک و همچنین نماد ایستادگی، مقاومت و زنده در چهار فصل بوده است.

در زمین این پروژه درخت سروی وجود داشته است که همچنان در حیاط خانه حفظ شده است و جزئیات طراحی شده در نما، ادامه پیدا کردن قاب نما به سمت درخت سرو که مانند دستانی آن را در آغوش گرفته است، ایده ی همبستگی بین نما (عنصر مصنوعی) و طبیعت را همچون معماری گذشته، به نمایش می گذارد. در ادامه، ایوان طبقه ی اول نیز بار دیگر مانند قابی، حکایت درخت سرو را در خود جای می دهد که با رنگ متفاوت متریال سیمگل و تیرهای چوبی، وزن بصری را ایجاد می کند که چشمان بیننده را به سمت خود جلب و قابی از خاطرات گذشته را به رهگذران یادآوری می کند.

خط آسمان بنا، خط افقی مستقیمی ست که با تک درختی چهارفصل در فصول مختلف تغییر خواهد کرد.

یکی دیگر از فاکتورهای اساسی در معماری، نور طبیعی ست که می تواند به فضا شخصیت و هویت بخشد و این پنجره ها هستند که می توانند نور را به درون ساختمان پخش کنند.

طراح این پروژه با طراحی پنجره های متفاوت، چگونگی ورود نور به فضا را کنترل می کند و هویت آن فضا را با توجه به کارکردش حکایت می کند. از آنجائیکه نمای اصلی این بنا در جهت غرب و در معرض تابش آفتاب می باشد، پنجره ی طبقه ی همکف (فضای عمومی) دارای فرمی کشیده و افقی ست که مانع از نفوذ نور و گرما به عمق فضا می شود و نور می تواند در لایه های سطحی فضا پخش شود و همچنین این فضا نور اصلی خود را از جبهه ی شمالی دریافت می کند. پنجره های فضای خصوصی با توجه به کارکرد خود، فرمی کشیده و عمودی دارند تا نور به عمق فضا کشیده شود و برای کاهش شدت نور و گرما از المان های عمودی استفاده شده است که می تواند نقشی کنترل کننده را ایفا کند.

فضای ورودی، تنها روزنی بر دیوار برای ورود به داخل خانه نیست و دارای مفاهیمی ست که اهمیت آن را در معماری گذشته نیز می توان مشاهده کرد.

فضای ورودی در این خانه دارای اختلاف سطحی ست که می تواند نوعی سلسه مراتب و مسیر حرکتی را از فضای عمومی به خصوصی تعریف کند که این امر به خوانایی بنا به عنوان خانه کمک می کند و می تواند با شکستن ریتم یکنواخت نما و فرم صعودی آن حالتی دعوت کننده داشته و به استقبال افراد برود. همچنین در چوبی و نمای سیمگل فضای ورودی به واسطه ی فرم و رنگ آن می تواند ما را کمی از تفکر بینایی محور دور و حس لامسه را درونمان تشدید کند.

این اختلاف سطح فضای ورودی و ارتفاع از سطح زمین (به فاصله ی ارتفاعی 7 پله) نوعی کنجکاوی را نسبت به فضای زیرین طبقه ی همکف ایجاد می کند و به نوعی این مفهوم را به ما القا می کند که بنا مانند درختی، زمین را شکافته، در دل آن فرو رفته و ریشه افکنده است و همچنین بنا از ریشه ی خود (سرداب و حوض خانه) تغذیه و سیراب می شود. 

سرداب (زیرزمین) یکی از اصلی ترین اجزای خانه های سنتی کاشان است که به دلیل اقلیم گرم و خشکی که دارد به یکی از مهم ترین فضای معماری سنتی تبدیل شده است.

بخشی از زیرزمین این خانه به فضای پارکینگ و تأسیسات و بخشی دیگر از آن، به فضای زیستی اختصاص داده شده است که از جبهه ی غرب حداقل میزان بازشو را دارد و این فضایی که در دل زمین واقع شده است مانند حوض خانه ای عمل می کند که بتوان در فصل تابستان از خنکای آن بهره برد. این فضا دارای حوض و درختانی ست که به واسطه جریان گردش هوا (تعبیه پنجره هایی در دو ضلع بنا) می تواند با رطوبت مطلوب از میزان خشکی و گرمای محیط بکاهد و همچنین حکایت طراوت گیاهان و صدای موسیقی فواره های آبی، روحیه سرزندگی، حیات و انرژی را به زندگی می بخشد. زیرزمین خانه از طریق آسانسور و پله با طبقات دیگر در ارتباط است و از طریق سقف شیشه ای در گوشه ای از پلان، با طبقه ی همکف ارتباط بصری برقرار می کند. طبقه ی همکف شامل فضای عمومی خانه است که نور اصلی آن از طریق جبهه ی شمالی بنا تأمین می شود و همچنین فضای خصوصی در طبقه ی اول واقع شده است که حریم خصوصی خود را دارد.

و اینگونه معماری، مادامی که دیدن و احساس کردن انسان را تغییر دهد، می تواند معماری حکایت کننده ای باشد که حافظه ی انسان را تحریک و در ذهن و هوشیاری او باقی بماند و بنا به هویت خود دست پیدا کند.      

  مهتابی

  مهتابی

  • این مطلب را به اشترام بگذارید !
  • 0 نظر
  • 350 بازدید

Elham Vatandoost

نویسنده

پروژه ها

مکعب

سه شنبه 04 شهریور 1399

خانه درخت

سه شنبه 04 شهریور 1399

دروس

چهارشنبه 05 شهریور 1399

بیشتر >>

مجله ویدئویی

دیاگرام قاب سفید

چهارشنبه 19 شهریور 1399

دیاگرام مهتابی

شنبه 22 شهریور 1399

بیشتر >>

نظرات

ارسال نظر

  -     14   =   3  
حامد آرت

لطفا چند لحظه منتظر بمانید...